اجرای حکم انجام عمل معین

اجرای حکم
فهرست مطالب

اجرای حکم انجام عمل معین؛ الزام محکوم‌علیه به انجام تعهد

اگر محکوم‌علیه از انجام عمل معین موضوع حکم خودداری کند و انجام آن توسط شخص دیگری ممکن باشد، محکوم‌له طبق ماده ۴۷ قانون اجرای احکام مدنی می‌تواند تحت نظارت اجرای احکام کار را به وسیله دیگری انجام دهد و هزینه را وصول کند یا بدون انجام کار، هزینه لازم را از محکوم‌علیه بخواهد. اگر تعهد قائم به شخص باشد، ضمانت اجرای ویژه تبصره ماده ۴۷ مطرح می‌شود.

این قاعده در پرونده‌هایی مانند تکمیل عملیات ساختمانی، رفع نقص، تعمیر، احداث دیوار، انجام بعضی اقدامات فنی یا سایر تعهداتی که شخص دیگری نیز قادر به اجرای آنهاست اهمیت زیادی دارد.

اما همه احکام الزام به انجام تعهد را نمی‌توان صرفاً به پول تبدیل کرد. نخست باید مشخص شود موضوع حکم قابل انجام توسط ثالث است یا قائم به شخص محکوم‌علیه.

هشدار حقوقی؛ هر حکم انجام تعهد مشمول یک روش اجرا نیست

ماده ۴۷ زمانی کاربرد مستقیم دارد که مفاد حکم روشن باشد، محکوم‌علیه از اجرای آن امتناع کرده باشد و عمل موضوع حکم را بتوان توسط شخص دیگری انجام داد.

اگر تعهد ماهیت شخصی داشته باشد، مانند عملی که مهارت، اراده یا اقدام حقوقی مخصوص همان محکوم‌علیه برای آن تعیین‌کننده است، اجرای حکم تابع تبصره ماده ۴۷ است و نمی‌توان بدون بررسی ماهیت تعهد صرفاً یک پیمانکار معرفی کرد و هزینه گرفت.

همچنین اجرای احکام حق ندارد رأی را توسعه دهد. اگر حکم فقط به «رفع نقص معین» صادر شده باشد، قسمت اجرا نمی‌تواند تعهد جدیدی خارج از مفاد دادنامه به محکوم‌علیه تحمیل کند.

پاسخ کوتاه؛ اگر محکوم‌علیه تعهد را انجام ندهد چه می‌شود؟

پس از صدور و ابلاغ اجراییه، محکوم‌علیه اصولاً ده روز فرصت دارد مفاد اجراییه را اجرا کند یا وضعیت اجرای آن را مطابق قانون تعیین تکلیف نماید. ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی این مهلت را مقرر کرده است.

اگر پس از آن، امتناع از انجام عمل احراز شود، دو حالت اساسی وجود دارد.

اگر شخص دیگری بتواند همان عمل را انجام دهد، ماده ۴۷ اجرا می‌شود.

اگر انجام عمل فقط از خود محکوم‌علیه ساخته باشد و جایگزینی شخص دیگری امکان نداشته باشد، تبصره ماده ۴۷ و سازوکار تعهدات قائم به شخص مطرح می‌شود.

پس «انجام ندادن حکم» همیشه به یک ضمانت اجرای واحد منتهی نمی‌شود.

منظور از محکوم‌به انجام عمل معین چیست؟

محکوم‌به انجام عمل معین یعنی موضوع رأی، پرداخت مبلغ یا تحویل یک عین معین نیست؛ بلکه دادگاه شخص را مکلف کرده کار مشخصی را انجام دهد.

برای مثال، حکم ممکن است ناظر به رفع عیب ساختمان، تکمیل عملیات قراردادی، احداث قسمت معینی از بنا، تعمیر تأسیسات، جمع‌آوری یا تخریب موضوع مشخص، تحویل اسناد یا اجرای یک شرط قراردادی باشد.

ماده ۴۷ زمانی قابل اعمال است که این عمل به اندازه کافی در رأی مشخص باشد تا اجرای احکام بداند دقیقاً چه کاری باید اجرا شود. اگر رأی مبهم باشد، اجرای احکام مرجع تغییر یا تفسیر ماهوی آن نیست و رفع ابهام حسب مقررات با دادگاه صادرکننده رأی خواهد بود. نظریه مشورتی مربوط به ماده ۶ دستورالعمل اجرای احکام نیز تأکید کرده که اختیارات دادرس اجرا شامل رفع ابهام از خود حکم نمی‌شود.

مبنای قانونی الزام شخص به انجام تعهد چیست؟

مواد ۲۳۷ تا ۲۳۹ قانون مدنی

پیش از مرحله اجرای حکم، قانون مدنی اصل امکان اجبار متعهد به اجرای تعهد را پذیرفته است.

ماده ۲۳۷ مقرر می‌کند اگر در قرارداد شرط فعل مثبت یا منفی وجود داشته باشد، شخص ملتزم باید آن را اجرا کند و در صورت تخلف، طرف مقابل می‌تواند اجبار او به وفای شرط را از دادگاه بخواهد.

ماده ۲۳۸ یک مرحله جلوتر می‌رود: اگر اجبار خود متعهد ممکن نباشد ولی شخص دیگری بتواند کار را انجام دهد، دادگاه می‌تواند به هزینه متعهد، انجام عمل را فراهم کند.

اگر نه اجبار ممکن باشد و نه دیگری بتواند آن عمل را انجام دهد، ماده ۲۳۹ در شرایط خود حق فسخ را برای طرف مقابل پیش‌بینی کرده است.

این ترتیب نشان می‌دهد در حقوق ایران اصل بر اجرای خود تعهد است و رفتن به سمت فسخ یا جبران جایگزین معمولاً پس از بررسی امکان اجرای واقعی تعهد مطرح می‌شود.

ماده ۴۷ قانون اجرای احکام مدنی

پس از آنکه دعوا به صدور حکم رسیده و حکم وارد مرحله اجرا شده است، ماده ۴۷ ابزار عملی اجرای همین اصل را فراهم می‌کند.

اگر محکوم‌به انجام عمل معینی باشد، محکوم‌علیه امتناع کند و عمل توسط شخص دیگری قابل انجام باشد، محکوم‌له می‌تواند با نظارت مأمور اجرا، عمل را توسط دیگری انجام دهد و هزینه آن را بگیرد یا بدون انجام کار، هزینه لازم را از قسمت اجرا مطالبه کند. دادگاه نیز میزان هزینه را با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با کارشناسی تعیین می‌کند.

اجرای حکم انجام عمل معین از چه زمانی شروع می‌شود؟

اجرای یک حکم الزام‌آور اصولاً با صدور اجراییه آغاز می‌شود. قانون اجرای احکام، صدور اجراییه را قاعده عمومی اجرای احکام غیرصرفاً اعلامی دانسته و صدور آن را بر عهده دادگاه نخستین قرار داده است.

پس از ابلاغ اجراییه، مهلت قانونی ماده ۳۴ مطرح می‌شود.

اگر محکوم‌علیه در این مرحله داوطلبانه مفاد رأی را انجام دهد، موضوع ماده ۴۷ عملاً منتفی است.

اگر عمل انجام نشود، اجرای احکام باید قبل از رفتن به مرحله جایگزینی، امتناع محکوم‌علیه و امکان اجرای عمل توسط دیگری را احراز کند. نظریه مشورتی شماره ۷/۹۸/۴۱۲ صریحاً این دو تشخیص را در صلاحیت دادگاه مجری حکم دانسته است.

چه زمانی می‌توان کار را به شخص دیگری سپرد؟

سه شرط عملی مهم وجود دارد.

احراز امتناع محکوم‌علیه

صرف صدور حکم کافی نیست.

ماده ۴۷ از وضعیتی صحبت می‌کند که محکوم‌علیه از انجام عمل امتناع ورزد. بنابراین ابتدا باید فرصت اجرای حکم فراهم و امتناع او در پرونده اجرایی قابل احراز باشد.

این موضوع از آن جهت مهم است که با احراز امتناع، حق انتخاب خاصی برای محکوم‌له ایجاد می‌شود.

امکان انجام تعهد توسط شخص ثالث

کار باید از نوعی باشد که انجام آن توسط دیگری همان نتیجه مورد حکم را ایجاد کند.

برای مثال بسیاری از تعمیرات ساختمانی، عملیات فنی، تکمیل کار پیمانکاری و رفع بعضی نواقص را می‌توان به متخصص یا پیمانکار دیگری واگذار کرد.

در مقابل، عملی که دادگاه احراز کند فقط شخص خود محکوم‌علیه قادر به انجام آن است، در قسمت اصلی ماده ۴۷ قرار نمی‌گیرد و باید سراغ تبصره همان ماده رفت.

انجام کار باید تحت نظارت اجرای احکام باشد

محکوم‌له نباید خودسرانه هر پیمانکاری را انتخاب، هر هزینه‌ای پرداخت و سپس کل مبلغ را از محکوم‌علیه مطالبه کند.

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۸/۴۱۲ تأکید کرده است انجام عمل باید تحت نظر دادورز باشد و اجرای مستقل و خارج از فرایند اجرا توسط محکوم‌له، شیوه ماده ۴۷ محسوب نمی‌شود.

این نظارت برای جلوگیری از اختلاف درباره حجم کار، کیفیت اجرا و هزینه ضرورت دارد.

محکوم‌له در ماده ۴۷ چه انتخاب‌هایی دارد؟

انجام عمل توسط شخص دیگر و مطالبه هزینه

راه اول این است که محکوم‌له، تحت نظارت اجرای احکام، شخص دیگری را برای انجام کار به خدمت بگیرد.

در این حالت هزینه‌ای که قانوناً برای اجرای مفاد حکم لازم است از محکوم‌علیه وصول خواهد شد. میزان هزینه باید در چارچوب همان پرونده اجرا احراز شود.

مثلاً اگر سازنده به رفع نقص اساسی ساختمان محکوم شده ولی از اقدام خودداری کند و نقص توسط پیمانکار دیگری قابل رفع باشد، اجرای احکام می‌تواند پس از طی تشریفات لازم مسیر ماده ۴۷ را اجرا کند.

مطالبه هزینه بدون انجام فوری عمل

راه دوم، ویژگی مهم ماده ۴۷ است.

محکوم‌له می‌تواند بدون اینکه ابتدا شخصاً هزینه کند و کار را انجام دهد، از اجرای احکام بخواهد هزینه لازم برای اجرای عمل تعیین و از محکوم‌علیه وصول شود.

پس قانون محکوم‌له را مجبور نکرده ابتدا مبلغ سنگینی از جیب خود بپردازد و بعد برای پس گرفتن آن دعوای جداگانه مطرح کند.

هزینه انجام تعهد چگونه تعیین می‌شود؟

ماده ۴۷ مقرر کرده دادگاه با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر کارشناس، میزان هزینه را تعیین کند.

مبلغ باید هزینه واقعی و لازم برای اجرای همان مفاد حکم باشد.

نمی‌توان به بهانه اجرای حکم، هزینه تعمیرات یا اقداماتی را که اصلاً در دادنامه نیامده‌اند به محکوم‌علیه تحمیل کرد.

نقش کارشناس در تعیین هزینه

در پرونده‌های فنی، کارشناسی معمولاً اهمیت زیادی دارد.

کارشناس ممکن است حجم عملیات، مصالح، دستمزد، اقدامات لازم و قیمت اجرای تعهد را ارزیابی کند.

اداره کل حقوقی در نظریه شماره ۷/۹۸/۴۱۲ تصریح کرده است نظر کارشناسی در این مرحله نیز مطابق قواعد عمومی قابل اعتراض از سوی طرفین است.

بنابراین نظریه کارشناس لزوماً آخرین کلمه نیست و طرفی که ارزیابی را غیرواقعی می‌داند باید در مهلت و مسیر مقرر اعتراض کند.

آیا برای مطالبه هزینه باید دادخواست جدید داد؟

خیر.

یکی از مزیت‌های مهم ماده ۴۷ همین است.

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۸/۲۱۱ تصریح کرده محکوم‌له برای انجام عمل توسط دیگری یا مطالبه هزینه لازم، نیازی به طرح دعوای مستقل، پرداخت مجدد هزینه دادرسی و گرفتن حکم تازه ندارد. تعیین و وصول هزینه در همان پرونده اجرای حکم انجام می‌شود.

پس اگر حکم شما «الزام خوانده به تکمیل کار» است، پس از امتناع لازم نیست یک پرونده تازه با عنوان «مطالبه هزینه تکمیل کار» تشکیل دهید؛ مشروط بر اینکه شرایط ماده ۴۷ وجود داشته باشد.

اجرای حکم

هزینه تعیین‌شده چگونه از محکوم‌علیه وصول می‌شود؟

قسمت پایانی ماده ۴۷ مقرر کرده هزینه انجام کار و حق‌الزحمه کارشناس به ترتیبی وصول می‌شود که برای محکوم‌به نقدی مقرر است.

بنابراین اجرای احکام می‌تواند در چهارچوب مقررات اجرای محکومیت‌های مالی و قانون اجرای احکام، اموال قابل توقیف محکوم‌علیه را شناسایی و هزینه را از آنها استیفا کند.

اما یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد: تبدیل هزینه اجرای عمل به مبلغ قابل وصول، لزوماً به معنی آن نیست که همه ضمانت اجراهای حبس محکوم‌علیه مالی نیز قابل اعمال‌اند. درباره بازداشت، رویه مشورتی حکم متفاوتی دارد که در ادامه توضیح داده می‌شود.

اگر محکوم‌علیه بعداً اعلام آمادگی برای انجام تعهد کند چه می‌شود؟

فرض کنید محکوم‌علیه ابتدا از اجرای حکم امتناع می‌کند، اجرای احکام امتناع را احراز می‌کند، کارشناس هزینه را تعیین می‌کند و حتی مالی از او توقیف می‌شود. سپس اعلام می‌کند خودش حاضر است کار را انجام دهد.

اداره کل حقوقی در نظریه شماره ۷/۹۹/۱۷۶۱ اعلام کرده است پس از احراز امتناع، حق انتخاب موضوع ماده ۴۷ برای محکوم‌له ایجاد می‌شود و اعلام آمادگی بعدی محکوم‌علیه به تنهایی عملیات شروع‌شده را متوقف نمی‌کند. اگر محکوم‌له رضایت دهد، محکوم‌علیه می‌تواند خود عمل را انجام دهد و عملیات مربوط به وصول هزینه متوقف شود.

این نتیجه با ماده ۲۴ قانون اجرای احکام نیز هماهنگ است که توقف یا تأخیر عملیات اجرایی را پس از شروع، جز در موارد مقرر قانونی یا با رضایت کتبی محکوم‌له مجاز نمی‌داند.

تماس مستقیم با وکیل اجرای احکام

اگر انجام عمل فقط توسط خود محکوم‌علیه ممکن باشد چه می‌شود؟

اینجا قسمت اصلی ماده ۴۷ کاربرد ندارد؛ زیرا نمی‌توان شخص ثالث را جایگزین کرد.

تبصره ماده ۴۷ برای همین فرض به ماده ۷۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی قدیم ارجاع داده است.

مفاد ماده ۷۲۹ این بود که اگر تعهد فقط توسط خود متعهد قابل انجام باشد، دادگاه می‌تواند به درخواست متعهدله مهلتی تعیین کند و مبلغی را مقرر نماید که در صورت اجرا نکردن حکم، محکوم‌علیه برای هر روز تأخیر به محکوم‌له بپردازد.

جریمه روزانه برای تعهد قائم به شخص

این مبلغ ماهیت فشار مالی برای وادار کردن محکوم‌علیه به اجرای حکمی را دارد که دیگری قادر به اجرای آن نیست.

طبق نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۱/۱۰۲۹، در ساختار فعلی، دادرس اجرای احکام به عنوان دادرس علی‌البدل دادگاه مجری حکم می‌تواند اعمال تبصره ماده ۴۷ و تعیین مهلت و مبلغ مربوط را انجام دهد؛ البته این امر مانع نظارت دادگاه مجری حکم نیست.

این ضمانت اجرا با «وجه التزام قراردادی» یکسان نیست. یکی ناشی از سازوکار اجرای حکم است و دیگری معمولاً بر توافق قبلی طرفین در قرارداد مبتنی است.

آیا نسخ ماده ۷۲۹ مانع اعمال تبصره ماده ۴۷ شده است؟

قانون آیین دادرسی مدنی سال ۱۳۱۸ که ماده ۷۲۹ در آن قرار داشت بعداً نسخ شده است، اما اداره کل حقوقی در نظریات متعدد اعلام کرده ارجاع تبصره ماده ۴۷ همچنان قابل استفاده است.

استدلال این نظریات آن است که قانون‌گذار در تبصره ماده ۴۷ برای اختصار به مفاد ماده ۷۲۹ ارجاع کرده و نسخ قانون قدیمی، این ارجاع قانونی را بی‌اثر نکرده است.

بنابراین رویه مشورتی فعلی امکان استفاده از ضمانت اجرای مذکور برای تعهد قائم به شخص را پذیرفته است.

آیا محکوم‌علیه به دلیل اجرا نکردن تعهد بازداشت می‌شود؟

صرف محکومیت به انجام یک عمل، مشمول بازداشت موضوع ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی نیست.

اداره کل حقوقی در نظریه سال ۱۴۰۱ تصریح کرده است ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی ناظر به محکومیتی است که موضوع آن دادن مال به دیگری باشد. بنابراین کسی که به انجام عمل محکوم شده ـ چه عمل قابل انجام توسط ثالث باشد و چه قائم به شخص ـ فقط به دلیل عدم اجرای آن با استناد به ماده ۳ قابل بازداشت نیست.

این موضوع حتی درباره هزینه‌ای که در اجرای ماده ۴۷ تعیین می‌شود نیز در نظریات مشورتی مورد توجه قرار گرفته است.

پس نباید چنین تصور کرد که هر استنکاف از حکم انجام تعهد فوراً به «حکم جلب» محکوم‌علیه منتهی می‌شود.

آیا محکوم‌علیه می‌تواند نسبت به هزینه ماده ۴۷ دادخواست اعسار بدهد؟

در نظریه مشورتی شماره ۷/۹۶/۳۰۱۱، اداره کل حقوقی این هزینه را محکوم‌به مالی اولیه موضوع حکم ندانسته است.

بر همین مبنا اعلام شده است چون بازداشت ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی درباره این هزینه قابل اعمال نیست، دعوای اعسار یا تقسیط برای جلوگیری از چنین بازداشتی نیز اثر مورد نظر محکوم‌علیه را ندارد.

در عین حال هزینه تعیین‌شده طبق تصریح ماده ۴۷ از اموال محکوم‌علیه و به روش محکوم‌به نقدی وصول می‌شود.

بنابراین باید میان قابلیت توقیف اموال برای وصول هزینه و بازداشت شخص به استناد قانون محکومیت‌های مالی تفاوت گذاشت.

تفاوت هزینه اجرای عمل با خسارت عدم انجام تعهد چیست؟

این دو عنوان را نباید با هم یکی دانست.

هزینه اجرای عمل همان مبلغی است که برای اجرای عینی مفاد حکم توسط شخص دیگری لازم است. این مبلغ در چهارچوب ماده ۴۷ و همان پرونده اجرا تعیین می‌شود.

خسارت عدم انجام یا تأخیر در انجام تعهد مبلغی است که برای جبران زیانی مطالبه می‌شود که از تخلف متعهد ایجاد شده است.

قانون مدنی در ماده ۲۲۲ امکان انجام عمل به هزینه متخلف را پذیرفته و مواد مربوط به خسارت، شرایط جداگانه‌ای برای جبران زیان ناشی از عدم ایفای تعهد دارند.

برای مثال هزینه ۵۰۰ میلیون ریالی تعمیر یک نقص، «هزینه اجرای عمل» است. اما اگر همان نقص موجب تعطیلی کسب‌وکار و ورود خسارت دیگری شده باشد، مطالبه آن خسارت موضوعی جداگانه است و باید مبنای قانونی و شرایط اثبات آن وجود داشته باشد.

همچنین وجه التزامی که در قرارداد برای هر روز تأخیر تعیین شده، با هزینه ماده ۴۷ یکی نیست.

اگر انجام تعهد دیگر ممکن نباشد چه می‌شود؟

گاهی موضوع تعهد در زمان اجرای حکم دیگر عملاً قابل انجام نیست.

در چنین وضعیتی ابتدا باید مشخص شود عدم امکان واقعی است یا محکوم‌علیه صرفاً مدعی دشواری اجراست.

اگر موضوع یک شرط قراردادی باشد، مواد ۲۳۹ و ۲۴۰ قانون مدنی حسب وضعیت، امکان فسخ را در فرض غیرممکن شدن اجبار و عدم امکان انجام توسط ثالث پیش‌بینی کرده‌اند.

اگر موضوع حکم اساساً عین معین باشد که تلف شده یا در دسترس نیست، ماده ۴۶ قانون اجرای احکام مقررات جداگانه‌ای درباره تعیین قیمت دارد؛ اما این ماده را نمی‌توان بدون توجه به ماهیت محکوم‌به به هر حکم انجام تعهد تسری داد. در نظریه مشورتی سال ۱۴۰۱ نیز تأکید شده حکم الزام به تنظیم سند که به دلیل وضعیت ثبتی قابل اجرا نیست، صرفاً به همین علت مشمول ماده ۴۶ نیست.

پس «ناممکن شدن اجرای حکم» نیازمند تعیین دقیق نوع محکوم‌به و منشأ عدم امکان است.

اجرای حکم در تعهدات ساختمانی و ملکی چگونه است؟

پرونده‌های ساختمانی از نمونه‌های رایج ماده ۴۷ هستند.

برای مثال اگر سازنده به رفع نواقص معین، تکمیل بخش مشخصی از ساختمان یا اجرای عملیات فنی محکوم شده و این کارها توسط پیمانکار دیگری قابل انجام باشد، پس از احراز امتناع امکان استفاده از ماده ۴۷ وجود دارد.

در چنین پرونده‌ای بهتر است شرح عملیات مورد حکم، وضعیت موجود، برآورد هزینه و استاندارد اجرای کار کاملاً مستند شود تا اجرای حکم از حدود دادنامه فراتر نرود.

اما همه احکام ملکی دقیقاً با ماده ۴۷ اجرا نمی‌شوند. برای نمونه در برخی احکام الزام به تنظیم سند رسمی، اجرای احکام ممکن است از سازوکار معرفی نماینده برای امضای سند استفاده کند؛ نظریه مشورتی درباره اختیارات دادرس اجرای احکام نیز معرفی نماینده برای امضای سند را در شمار امور قضایی اجرای حکم دانسته است.

پس قبل از درخواست ماده ۴۷ باید پرسید آیا قانون برای همان نوع حکم، روش اجرایی اختصاصی مؤثرتری پیش‌بینی کرده است یا نه.

آیا اجرای احکام می‌تواند مفاد رأی را تغییر یا تکمیل کند؟

خیر.

وظیفه اجرای احکام، اجرای رأی است نه صدور حکم تازه.

اگر دادنامه درباره نوع، میزان یا محدوده تعهد ابهام اساسی داشته باشد، دادرس اجرا نمی‌تواند با کارشناسی، اصل محکوم‌به را توسعه دهد.

طبق ماده ۲۵ قانون اجرای احکام، اشکالات جریان اجرا توسط دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجرا می‌شود رفع می‌شود؛ و اگر ابهام مربوط به خود رأی باشد، نظریه اداره حقوقی رفع ابهام را در صلاحیت دادگاه صادرکننده حکم دانسته است.

کارشناس نیز فقط می‌تواند مسائل فنی و هزینه اجرای مفاد موجود رأی را بررسی کند؛ نه اینکه تعهد تازه‌ای ایجاد کند.

سه نکته تعیین‌کننده در اجرای حکم انجام عمل معین

نکته اول: قبل از درخواست هزینه، نوع تعهد را مشخص کنید. اگر کار توسط دیگری قابل انجام باشد ماده ۴۷ اجازه جایگزینی ثالث و وصول هزینه را می‌دهد؛ اگر قائم به شخص باشد، مسیر تبصره ماده ۴۷ و فشار مالی روزانه مطرح می‌شود.

نکته دوم: کار را خارج از پرونده اجرا خودسرانه انجام ندهید. نظریه مشورتی صریحاً اجرای کار توسط شخص ثالث را تحت نظارت دادورز دانسته است. اقدام مستقل می‌تواند بعداً درباره ضرورت کار یا مبلغ هزینه اختلاف ایجاد کند.

نکته سوم: هزینه اجرای حکم را با خسارت قراردادی مخلوط نکنید. هزینه ماده ۴۷ در همان اجرای احکام قابل تعیین است و دادخواست جدید نمی‌خواهد؛ اما خسارت‌های دیگری که خارج از اجرای خود عمل هستند ممکن است نیازمند خواسته و اثبات مستقل باشند.

اشتباهات رایج در اجرای ماده ۴۷ قانون اجرای احکام

یکی از اشتباهات رایج این است که محکوم‌له بدون هماهنگی اجرای احکام، کار را شخصاً انجام دهد و سپس هر مبلغی را که پرداخت کرده از محکوم‌علیه بخواهد. ماده ۴۷ انجام کار را تحت نظارت اجرا قرار داده است.

اشتباه دوم، تصور ضرورت دادخواست تازه برای هزینه انجام عمل است. نظریات مشورتی این برداشت را رد کرده‌اند و تعیین و وصول هزینه را در همان پرونده اجرا ممکن می‌دانند.

اشتباه سوم، درخواست جلب محکوم‌علیه صرفاً به دلیل اجرا نکردن عمل است. ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی درباره محکومیت به انجام فعل قابل اعمال نیست.

اشتباه چهارم، استفاده از ماده ۴۷ بدون بررسی قائم به شخص بودن تعهد است. اگر فقط خود محکوم‌علیه بتواند کار را انجام دهد، قسمت اصلی ماده ۴۷ قابل اجرا نیست.

اشتباه پنجم، این است که پس از تعیین هزینه تصور شود محکوم‌علیه هر زمان بخواهد می‌تواند یک‌طرفه مسیر اجرا را به حالت قبلی برگرداند. پس از احراز امتناع، توقف عملیات شروع‌شده بدون رضایت محکوم‌له یا دستور قانونی ممکن نیست.

اشتباه ششم، استفاده از کارشناس برای توسعه مفاد رأی است. کارشناسی ابزار تعیین کیفیت و هزینه اجرای همان حکم است و نمی‌تواند جای رأی دادگاه بنشیند.

رزرو مشاوره حضوری با گروه حقوقی دادشناسان

پرسش‌های رایج درباره الزام محکوم‌علیه به انجام تعهد

اگر محکوم‌علیه حکم را اجرا نکند، محکوم‌له می‌تواند خودش کار را انجام دهد؟

نه به شکل خودسرانه. اگر شرایط ماده ۴۷ وجود داشته باشد، انجام کار توسط دیگری باید تحت نظارت اجرای احکام صورت گیرد.

آیا ابتدا باید هزینه انجام کار را خودم پرداخت کنم؟

الزاماً خیر. ماده ۴۷ اجازه داده محکوم‌له بدون انجام فوری عمل نیز هزینه لازم را از طریق قسمت اجرا مطالبه کند.

آیا برای هزینه انجام تعهد باید دادخواست جداگانه ثبت کنم؟

خیر. در صورت وجود شرایط ماده ۴۷، تعیین و وصول هزینه در همان پرونده اجرایی انجام می‌شود.

هزینه انجام کار را چه کسی تعیین می‌کند؟

دادگاه مجری حکم با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر کارشناس مبلغ را تعیین می‌کند. نظر کارشناس نیز طبق قواعد عمومی قابل اعتراض است.

اگر محکوم‌علیه بعد از کارشناسی بگوید خودم کار را انجام می‌دهم چه می‌شود؟

پس از احراز امتناع، این اعلام به‌تنهایی حق ایجادشده برای محکوم‌له را از بین نمی‌برد. اگر محکوم‌له رضایت دهد، امکان بازگشت به اجرای مستقیم توسط محکوم‌علیه وجود دارد.

اگر هیچ‌کس جز محکوم‌علیه نتواند عمل را انجام دهد چه می‌شود؟

تبصره ماده ۴۷ و مفاد ماده ۷۲۹ سابق مطرح می‌شود و دادگاه می‌تواند در شرایط مقرر مهلت و مبلغ روزانه برای تأخیر در اجرای حکم تعیین کند.

ماده ۷۲۹ که نسخ شده، هنوز قابل استفاده است؟

در نظریات مشورتی فعلی، پاسخ مثبت است؛ نه به عنوان اجرای مستقل قانون منسوخ، بلکه به این دلیل که تبصره ماده ۴۷ قانون اجرای احکام به مفاد آن ارجاع داده است.

آیا محکوم‌علیه به خاطر انجام ندادن تعهد زندانی می‌شود؟

با استناد به ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، خیر؛ زیرا موضوع حکم «دادن مال» نیست.

آیا می‌توان هزینه ماده ۴۷ را از اموال محکوم‌علیه توقیف کرد؟

بله. خود ماده ۴۷ مقرر کرده است هزینه انجام کار و حق‌الزحمه کارشناس مانند محکوم‌به نقدی از محکوم‌علیه وصول شود.

آیا امکان اعتراض به برآورد کارشناس وجود دارد؟

بله. اداره حقوقی اعمال قواعد عمومی اعتراض به نظر کارشناس را در این مرحله پذیرفته است.

برای اجرای مؤثر حکم انجام عمل معین چه اقدامی کنیم؟

ابتدا مفاد دادنامه و اجراییه را دقیق بخوانید. باید روشن باشد محکوم‌علیه دقیقاً به چه عملی محکوم شده است.

سپس بررسی کنید آیا آن عمل توسط شخص دیگری قابل اجراست. اگر پاسخ مثبت است، پس از احراز امتناع محکوم‌علیه، درخواست اعمال ماده ۴۷ را در همان پرونده اجرایی مطرح کنید. حسب موضوع، درخواست کارشناسی برای تعیین عملیات لازم و هزینه اجرای آن نیز اهمیت دارد.

اگر قصد دارید کار را توسط پیمانکار دیگری انجام دهید، پیش از اقدام مستقل، نظارت و اجازه اجرای احکام را اخذ کنید.

اگر ترجیح می‌دهید ابتدا هزینه از محکوم‌علیه وصول شود، قانون این امکان را نیز فراهم کرده است و نیازی به تشکیل دعوای جدید ندارید.

در تعهدی که فقط شخص محکوم‌علیه قادر به اجرای آن است، موضوع را صریحاً به دادرس اجرای احکام اعلام و اعمال تبصره ماده ۴۷ را درخواست کنید. رویه مشورتی جدید، امکان تعیین مهلت و مبلغ روزانه را در همین مرحله پذیرفته است.

در نهایت، مهم‌ترین قاعده این است:

حکم انجام عمل معین صرفاً یک دستور کاغذی نیست. اگر اجرای کار توسط دیگری ممکن باشد، قانون اجازه می‌دهد نتیجه عملی حکم به هزینه محکوم‌علیه محقق شود؛ و اگر تعهد قائم به شخص باشد، سازوکار فشار مالی برای وادار کردن او به اجرا قابل بررسی است.

قوانین، مقررات و منابع استفاده‌شده

قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶، به‌ویژه مواد ۲۴، ۳۴، ۴۶ و ۴۷ درباره استمرار عملیات اجرایی، مهلت اجرای اجراییه، عین معین و اجرای محکوم‌به انجام عمل.

قانون مدنی، به‌ویژه مواد ۲۲۲ و ۲۳۷ تا ۲۴۰ درباره الزام به اجرای تعهد، انجام عمل به هزینه متعهد و حق فسخ در فرض عدم امکان اجرا.

ماده ۷۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸ از حیث ارجاع موجود در تبصره ماده ۴۷ و تعیین مبلغ روزانه در تعهد قائم به شخص.

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۸/۲۱۱ مورخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ درباره عدم نیاز به دادخواست مستقل برای مطالبه هزینه اجرای عمل.

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۸/۴۱۲ مورخ ۱۳۹۸/۷/۲۴ درباره احراز امتناع، امکان انجام عمل توسط ثالث، نظارت اجرای احکام و اعتراض به کارشناسی.

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۹/۱۷۶۱ مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۶ درباره اثر اعلام آمادگی بعدی محکوم‌علیه پس از شروع عملیات ماده ۴۷.

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۵۱۷ درباره تعهد قائم به شخص، استمرار قابلیت استفاده از ارجاع تبصره ماده ۴۷ به ماده ۷۲۹ و عدم اعمال حبس محکومیت مالی.

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۱/۱۰۲۹ مورخ ۱۴۰۲/۳/۲ درباره صلاحیت دادرس اجرای احکام برای اعمال تبصره ماده ۴۷ و تعیین مهلت و مبلغ مربوط.

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۶/۳۰۱۱ درباره هزینه اجرای عمل و عدم انطباق آن با بازداشت و اعسار موضوع قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی.

دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۹۸، به‌ویژه ماده ۶ درباره اختیارات دادرس اجرای احکام به عنوان دادرس علی‌البدل دادگاه مجری حکم.

 

اشتراک گذاری
تلگرام
واتساپ
ایمیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *